مرده خوری سیاسی از قتل آتنا

[ad_1]

 

 

رودبار آنلاین : علی اصغر لطیفی یکی از فعالان رسانه در شهرستان رودبار در یادداشتی می نویسد:

روشنفکر نماهای سیاسی تا دیروز منکر آموزش های غلط مورد وثوق جنسی غرب در ۲۰۳۰ بودند، امروز که این سند لغو و دختر خردسالی مورد حمله هیولا آدم نما قرار گرفته و به طرز فجیعی به قتل رسیده است صحبت از ۲۰۳۰ و آموزش های جنسی موجود در آن می کنند که اگر کودکان مورد آموزش قرار گیرند این قبیل مشکلات حل خواهد شد، خب تا به اینجای کار یک فقره از دروغ آقایان در ۲۰۳۰ روشن شد، اما فرض را بر آموزش قرار بدهیم، حال آیا کودکان با جسم کوچک و ناتوانشان، توانایی مقابله با هیولاهایی چون قاتل آتنا را دارند؟

یقینا جواب این سوال خیر است و آقایان باصطلاح روشنفکر بجای سودجویی و مرده خوری از چنین ماجراهایی به فکر حل اساسی این دست مشکلات باشند، علت و معلول را پیدا کنند کودک چه آموزش دیده باشد و چه ندیده باشد توانایی مقابله با یک مریض روانی را ندارد / علت می گوید بیکاری و نبود شغل مناسب، ازدواج سخت و رواج فرهنگ غلط غربی (تهاجم فرهنگی) در جامعه به طُرُق مختلف (شبکه های مستهجن ماهواره ای و اینترنتی _ کانالهای پورن و سراسر مستهجنی که در فضای مجازی موجود در جامعه”اینستاگرام ، تلگرام و … ” که تا به این لحظه بر تعداد آنها نیز افزوده شده است) یکی از عوامل اصلی ایجاد فساد و فحشا در جامعه است که موجب سرکش شدن #دیو_شیطانی در برخی افراد شده است.

فی الحال با واکاوی بهتر، این مسئله روشن می شود که مرده خورهای سیاسی با طرح چنین مواردی درصدد هستند  به جامعه بقبولانند نبود ۲۰۳۰ ها (فرهنگ غلط غربی در تربیت و آموزش کودکان) از عوامل چنین فاجعه هایی در مملکت است، اما در صورتی که این فرضیه نه تنها غلط است، بلکه میزان آمار آزار و جنایتهای جنسی اتفاق افتاده در غرب خود گواه بر اشتباه بودن فرضیه روشنفکر نماهای غرب پرست است.

خانواده ها باید بدانند در کشوری چون آمریکا هر ۱۰۷ ثانیه یک نفر مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرد، باید بدانند در کشور پیشرفته ای چون سوئد با داشتن سند ۲۰۳۰ میزان آزارهای جنسی رشد ۱۴۷۲ درصدی داشته است و میزان حرام زادگی در کشورهای غربی به شدت رو به فزون است؛ تمام این موارد نشان می دهد که هیچ چیز بهتر از فرهنگ و آموزش های غنی اسلام نیست و نخواهد بود زیرا اسلام دینی تمام و کمال است و خدا چیزی جز خیر برای مخلوقات خود نمیخواهد که با دین اسلام تمام خیرها را برای مخلوقات خود کامل تر کرده است.

نکته کوتاه جهت یادآوری: باتوجه به اعترافات قاتل، دو تن ازمقتولین بانوان بزرگسال هستند، حال آیا آنها نیز نیازمند آموزش هستند؟

[ad_2]

لینک منبع

سپاه را باید تحقیر کرد؛ زیرا؟

[ad_1]

احمد خورشیدی آزاد طی یادادشتی آورده است: هر جا ستونی‌ از خیمه کشور کار نکرده  یا ضعیف کار بکند سپاه کمرش را زیر آن بار می‌برد،  سپاه بایست بده بشود چون جنگ کومله و دمکرات در کردستان که  به بهانه خودمختاری شروع شد و دشمن به کمک خیانت فروهر نماینده دولت بازرگان همه شهرها و روستاهایی که سپاه از کومله و دمکرات با شهدای زیادی پس گرفته بود دوباره به دشمن برگرداند.

زیرا سپاه با فداکاری‌های ۱۵ ساله و اهدا ۴۰ هزار شهید توانست کردستان را پس گرفته و امنیت را به مردم خوب کردستان برگرداند، سپاه بایست تحقیر شود چون  با کمک انقلابی‌های ارتش ۳ کودتای سازماندهی شده را کشف و خنثی کرد و از خونریزی مردم بیگناه ایران ممانعت کرد.

چون وقتی منافقین وارد جنگ مسلحانه با نظام شدند و حمام خون راه انداختند باز هم سپاه با نیروهای اطلاعاتی قوی‌ و گشت ثارالله‌اش توانست ریشه نفاق خونریز را نابود کرده و از کشور بیرون بیندازد و امنیت را به خیابان‌ها و کوچه‌ها برگرداند که ۱۳۰۰۰ شهید پاسدار را  ارزانی این راه کرد.

 سپاه باید تحقیر شود چون وقتی منافقین شروع به دزدیدن هواپیماها کرده و جان مردم ایران را به خطر انداختند باز هم سپاه سینه سپر کرده و حفاظت فرودگاه‌ها را راه‌اندازی کرد و پنجه در پنجه تروریست‌های منافق انداخت و آن قدر شهید داد تا امنیت به هواپیماها و فرودگاه‌ها بازگشت.

سپاه مورد تهاجم است و باید مورد تهاجم بدهای عالم باشد زیرا صدام با کمک ۲۳ کشور به منطقه نفتی ما حمله کرد تا شاهرگ اقتصادی و درآمد ایرانیان را قطع و قحطی را به ایرانیان تحمیل  کند اما  سپاه شهدا وارد شد و دمار از روزگار دشمنان در آورد، ما انتظار نداشته و نداریم دشمن و دوستان داخلی‌اش برای سپاه به به و چه چه بزنند چرا که از هر ۳ پاسدار یکی شهید و یکی جانباز شده و فقط یکی‌شان بظاهر سالم مانده است.

وقتی آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها با ۱۷۰ فروند شناور جنگی در سال ۶۵ وارد خلیج شده تا ایرانیان را قتل عام و از حیض انتفاع ساقط کنند این نیروی دریایی سپاه بود و به میدان آمد و شهید داد و جانفشانی‌کرد و به دشمن مجال نفس کشیدن نداد وگرنه الان نه از ایران نشانی بود و نه از ایرانیان پاک و عزیز.

سپاه فرزند ایرانیان است و پاسداران ضد جنگ‌ترین زیرا با جنگ آنها هستند که شهید و مجروح می‌شوند و زندگیشان فرو می‌پاشد و فرزندان‌شان یتیم و همسران شان بی‌صاحب و طبیعی است که سپاه و تک تک پاسداران از جنگ نه  بدشان بیاید  نه بلکه نفرت داشته باشند.

این چه حرف احمقانه‌ای است که برخی سیاسی‌ها و سیاسی کارها سپاه شهیدان را به جنگ طلبی متهم می‌کنند ؟؟؟ سازندگی کشور در دستور کار قرار می‌گیرد سپاه وارد گود می‌شود و ۸۰ درصد پروژه‌های پردردسر و ملی را در همه دولتها بدون استثنا عملیاتی می‌کند چه دولت کارگزاران و چه اصلاحات و چه عدالتخواه، برای سپاه این دولت و آن دولت ندارد سپاه پای مردم ایستاده و از خشنودی مردم خشنود است.

سپاه برای کشور کم نگذاشته است از زلزله رودبار و بم و لرستان گرفته تا برف شمال و سیل سیستان و کمک به بهداشت مردم تا آبادانی روستاها و تا دفاع از امنیت ایران در سوریه و عراق تا مقابله با منافقینی که با خمپاره مردم تهران را قتل عام می‌کردند و تا مقابله با داعش خونریز و وحشی و جلوگیری از بمب گذاری آنها تا قدرتمند نشان دادن ایران در زمان مذاکرات و با رونمایی از توان دفاعی و موشکی و هر جا لازم باشد سپاه پای کار است.

آن وقت در داخل بعضی‌ها گاه به توانایی موشکی سپاه حمله می‌کنند و گاه به حضور پرقدرت مستشاری او در جنگ علیه عراق و سوریه و گاه به اینکه چرا سپاه با موشک داعش‌ را سرکوب کرده و امروز هم همان‌ها می‌گویند پول ساخت موشک را ما داده‌ایم این چه منطقی است؟

تضعیف سپاه چه کمکی به شما می‌کند؟ اگر‌قدرت دفاعی بد است‌ چرا دولت مطبوع شما آمریکا قدرت اول‌ نظامی دنیا با ۷۵۰ میلیارد دلار بودجه و ۲/۳‌ میلیون نفر نیرو بوده و در ۱۴۰ نقطه دنیا حضور نظامی یا مستشاری دارد، یک کلمه می‌گویم  نقشه حمله  علیه سپاه را برنان رییس سیای آمریکا اعلام کرده که می‌گوید برای تحقیر سپاه باید آن را به فساد متهم کنیم تا از چشم مردم بیفتد.

برای حسن ختام به این افراد می‌گویم انصاف هم چیز خوبی است همان انصافی که قاتلان امان حسین (ع)‌ چون نداشند مرتکب آن جنایت تاریخی شدند و شما را به خاطره‌ای از آیت الله خوانساری امام جماعت مسجد سید عزیزالله بازار تهران جلب می‌کنم که می‌گویند:
در آن سالها یک بازاری در بازار تهران کالاهای خودر را گران می‌فروخت وبرای اینکه توجیه شرعی برای‌خودش درست کند می‌رود خدمت آیت الله انصاری و عرضه میکند که من کالاهای خودرا این قدر خریداری کرده و این مقدار می‌فروشم از نظر شرعی چه اشکالی دارد.

آیت‌الله می فرمایند جنس مال شماست می‌توانی با یک سودی بفروشی، اما‌ گرانفروشی بی‌انصافی است، مرد پیش خودش گفت بسیار خوب خلاف شرع نیست فقط بی‌انصافی است، در حالی که داشت از مسجد بیرون می‌رفت  آقا گفتند البته آن کاری که با امام حسین (ع) در کربلا کردند آن هم از بی‌انصافی بود.

آقایان این قدر بی‌انصاف نباشید و از سپاه انتظار نداشته باشید در برابر تهاجمات دشمن به کشور و ملت بی‌تفاوت باشد سپاه فرزند مردم بوده و برای حفاظت از جان و مال مردم ایران درست شده  است.

[ad_2]

لینک منبع

قلم در تاریکی !!!

[ad_1]

 

نامگذاری ۱۴تیر به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای فرهنگ عمومی بعنوان روز قلم، فرصتی شد تا در خصوص این روز ارزشمند و مقدس، کوتاه و مختصر قلم فرسایی کنیم.

همانطور که مستحضرید قلم زیباترین، بهترین، تندترین، نرم ترین، قدرتمندترین ابزار گذشته و امروز بشر بوده است، تا جایی که خداوند در قرآن جاویدش، به آن قسم یاد کرده است و این مهم خارج از بحث ابزاری اش، در حوزه اعتقادی و معنوی به قلم ارزش و اهمیت ویژه ای بخشیده است. اما آن چیزی که نگارنده را به تراوش کلمات و بازی جملات وا داشت، مظلومیت «قلم» در جامعه امروزی بود. پر واضح است «قلم» بعنوان ابزاری برای آگاهی بخشی، توسعه تفکر، واکاوی اندیشه و تبادل ایده و نظر به شمار می رود، اما امروز این اصطلاحات برای قلم دیگر کاربردی ندارد یا اگر هست، بسیار کمرنگ و کم جون است.

مسیری که تراوش قلم را به سمت عرفان، اندیشه و معنویت می کشاند، راهش را به ریا، تملق، چاپلوسی و تزویر داده است و اکنون «قلم» ابزاری برای بزرگ کردن و یا کوچک کردن افراد، احزاب و گروه ها شده است. هر کسی می خواهد کسی را بکوبد، تخریب کند و یا بزرگش کند و تعریف و تمجید کند، «قلم» را بر می دارد بدون آن که به قداست قلم احترام بگذارد، البته این مهم در فواصل و ادوار مختلف تاریخ، جور دیگری نمایان می شد و اینجاست که باید گفت؛ « قلم در مسیر تاریکی قدم برداشته است.».

اگر بگوییم؛ عصر حال شده عصر مظلومیت قلم، دروغ نگفته ایم. چرا که هر کس و ناکسی از میانه راه می رسد، قلم بدست می گیرد و تمام کینه و کدورتش را در صفحه(مجازی-واقعی) پیاده می کند و به خورد مردم می دهد، از آنجایی که آزادی بیان و قلم موجود است و نظارتی در انتشار مطالب افراد بویژه در فضاهای مجازی نیست، هر کس به خودش اجازه می دهد تا «نویسنده» شود و قلم به دست بگیرد و اینجاست که افرادی که نویسنده واقعی هستند و صاحب خرد، اندیشه و عقلانیت هستند،  به گوشه نشینی اختیار می کنند و عطای قلم را به لقای قلم بدستان پرمدعا می بخشند.

«قلم» که روشنی بخش روح، روان و اندیشه بشر است و به افراد سمت و سو می دهد و بارها تراوش قلم سبب شده تا مسیر زندگی افراد تغییر کند، اما گاها همین قلم طوری استفاده می شود که افراد را به بیراهه می کشاند.

معمولا افرادی که «قلم» به دست می گیرد، دغدغه مند هستند، یکی برای فرهنگ دغدغه دارد، دیگری برای مشکلات اجتماعی و اقتصادی، آن یکی هم دیدگاه اعتقادی داشته و عرفانی می نویسد؛ هر کسی در حوزه خودش؛ برای تنویر افکار عمومی و یا بعضا مطالبه گری های اجتماعی، «قلم» به دست می گیرد. یکی کتاب می نویسد، یکی مقاله، یکی یادداشت، دیگری دلنوشته، آن یکی شبنامه؛ هر کس از قلم برای اهداف خاص خود بهره می گیرد، اما این سوال مطرح است، که آیا همه این افرادی که «قلم» به دست می گیرند، از هویت، جایگاه، رسالت و قداست «قلم» با خبر هستند؟

عده ای با ابزار قلم، نوشتاری که با کینه، نفرت و دروغ توام است، شخصیت افراد را ترور می کنند، یا با «قلم»، پای هویت افراد را قَلَم می کنند، در حالی که این «قلم» می بایست برای ایجاد آرامش، خلق اندیشه و تبادل نظر در اختیار گرفته شود، مسیرش را گم کرده است.

در پایان ضمن تبریک خدمت صاحبان خِرد، اندیشه و عقلانیت و قلم بدستان واقعی، امید است روزی فرا برسد تا قلم در جایگاه واقعی خود بکار گرفته شود، نه ابزاری برای نردبان افراد، یا سقوط.

 

بهرام قربانپور

خبرنگار- نویسنده

کارشناس حقوق

 

 

[ad_2]

لینک منبع